واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

759

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

خوارزم شور و شعف رعاياى محمد خوارزمشاه را برانگيخت و موجب مزيد عزت و احترام وى گرديد . محمد را در اسناد رسمى « اسكندر ثانى » خواندند . شخص خوارزمشاه بيشتر مايل بود كه « سلطان سنجر » ش بخوانند « 1 » و اين بسبب طول دوران سلطنت آن سلطان سلجوقى بوده است . از آن زمان بر مهر سلطان لقب « ظل الله فى الارض » منقور گشت . بنا به گفتهء جوينى « 2 » تاينكو به فرمان سلطان به آمودريا ( جيحون ) افگنده شد . اما به گفتهء جوزجانى « 3 » سپهدار اسير اسلام آورد و در خوارزم زندگى مىكرد و مورد اعزاز و احترام بسيار بود . محتمل است كه مؤلف اخير الذكر سرنوشت تاينكو را با سرگذشت دو تن ديگر از قراختائيان يعنى براق و برادرش اشتباه مىكند . اين دو تن نيز در آن پيكار اسير شده ، زان پس به خدمت خوارزمشاه پذيرفته گشته بودند و بتدريج ارتقاء مقام يافته به لقب امير و حاجب ملقب گشتند « 4 » .

--> ( 1 ) - رجوع شود به هر دو لقب در تأليف عوفى ( « متون » ، ص 84 ) . لقب « سلطان سكندر » و پيكار نزديك طراز در « لباب الالباب » هم آمده است ( I ، 112 در تذكرهء حيات جالب توجه وزير ابو بكر احمد الحامجى [ عطاء الملك ] كه قبلا به سرزمين ختاى و بلاساغون سفر كرده بوده - همانجا ، I ، 111 ) . نيز همانجا ، I ، 202 ؛ II ، 341 : « سلطان سكندر » . ( 2 ) - نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورقهاى 128 - 127 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 81 ؛ ميرخواند ، « تاريخ خوارزمشاهيان » ، چاپ دفرمرى ، 57 - 56 . ( 3 ) - ترجمهء راورتى ، I ، 262 - 261 ( در چاپ ناسائو - ليس وجود ندارد ) 934 ( چاپ ناسائو - ليس ، 329 ) . ( 4 ) - « متون » ، ص 115 ( جوينى ؛ همچنان - در چاپ قزوينى ، II ، 211 ) .